برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 14:46
برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 14:46
همه ی ما سر خانه تکانیبا دیدن یک عکسمی نشینیمتلخ یا شیرینمی خندیم و هنوز گم خاطرات نگشته،زود یک نفر می پرسدبیخود این همه وسیله نگه داشته ای که چه؟این را می خواهی؟کدام؟ایننهاین یکی چه؟نهبریزم دور؟برخاستهو آن عکس دوباره نیست می شود.مثل آهی که یک مرتبه در سالبه گلو سری می زند و زودخدانگهدار.آریوقت خانه تکانییک عکس می آید و مهربان می گویدبنشین کمی استراحت کن.ع
برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 14:46
برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 14:46
برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 14:46
از کجا باید آغاز کنم؟ از کدامین نقطه؟ شاید مضحک به نظر رسد اما همه چیز به همین نقطه آغاز بازمیگردد، به همین لبخند بهاری و اولین معنا از آغاز فصلِ زندگی؛ لحظه به لحظه زندگی را با همهی پستیها و بلندیهایش به سمت افق دیوانهوار طی میکنی، دردها را میفهمی، تلخیها را میچشی و آرزوهایت را درون قلب ات هر روز جلا میدهی و حال که به امروز میرسی دست از دیوان
برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 14:46
از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستمخاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ..
برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 14:46
برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 14:46