خرید بک لینک
1 من هرچقدر هم خودمو خفه کنم و بخورم چاق تر نمیشم:|رو50مونده!چرا؟ چون هر روز کلی راه میرم پاشنه هام سابید تو کفش:| هرچی به گوش بابا میزنم فقط سرتکون میده:| 2 دیگه نمیگم فلانی میای! خودم پامیشم میرم تنهایی آیس پک..مسجد..سلف آزاد..فست فوود..خرید و. قطعا دسته جمعی بیشتر مزه میده ولی چقدر بگی و نیان؟ 3 دوستام بهم میگن تو ضدحالی..همش انرژی منفی میدی!براهمین

برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 14:46

دیشب با دخترخاله و پسرخاله وداداش(2.4.15ساله)کلی بازی کردیم! خوابیدیم ساعت3:45بیدار شدم میگم چرا اذان نگفت بعد که ساعت دیدم هنگ کردم!نمیدونم الان خوشحال شم یا گریه کنم!چراشوبگذریم.. بعد صبح دیدم شکوفه های حیاط مادر بزرگ دارن چشمک میزنن! منم کاپشن داداش و پوشیدم و...:دی ببینید چه هنرمندیم^_^ البته عکسا افکت دارن..دادم عکسارو خاله ببینه نشون پسرداییم داد اونم

برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 14:46

همه ی ما سر خانه تکانیبا دیدن یک عکسمی نشینیمتلخ یا شیرینمی خندیم و هنوز گم خاطرات نگشته،زود یک نفر می پرسدبیخود این همه وسیله نگه داشته ای که چه؟این را می خواهی؟کدام؟ایننهاین یکی چه؟نهبریزم دور؟برخاستهو آن عکس دوباره نیست می شود.مثل آهی که یک مرتبه در سالبه گلو سری می زند و زودخدانگهدار.آریوقت خانه تکانییک عکس می آید و مهربان می گویدبنشین کمی استراحت کن.ع

برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 14:46

ادمی نیستم که رو بندازم.. واگر رو بندازم کلی معذبم و به کسی رومیندازم که خیالم راحت باشه بد برخورد نمیکنه! با کلی دنگ و فنگ عمه قبول کرد مدلم بشه!انقدر پول داره که بره بهترین جا و براش مهم نباشه مدل من شدن! دوبار سر کارای دانشگاهم به لطف اونا درس گرفتم وگرنه کلی دوندگی بود و اخرش هیچی! اول مربی گفت عصرارو راه میندازیم به عمه گفتم عیب نداره عصر اخر سال میبرمت

برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 14:46

بعضی آدما با اولین نگاه تو دلت میشینن.. انگار با چشماشون بهت لبخند میزنن.. بعضی آدما نیاز به حرف زدن ندارن..ازهمون تلاقی چندثانیه ای نگاه هایی که سعی میکنیم حاشا کنیم کلی حرف میزنیم.. بعضی ادما هم هستن که هیچوقت میلی به کشفشون نداری حتی اگر هرروز ببینیشون.. اما بعضیا رو هرچند کم ببینی،هرچقدرم دور باشن،هرچقدر غریبه..اما هربار حس میکنی با تارو پودت میتونی روح

برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 14:46

از کجا باید آغاز کنم؟ از کدامین نقطه؟ شاید مضحک به نظر رسد اما همه چیز به همین نقطه آغاز بازمیگردد، به همین لبخند بهاری و اولین معنا از آغاز فصلِ زندگی؛ لحظه به لحظه زندگی را با همهی پستیها و بلندیهایش به سمت افق دیوانهوار طی میکنی، دردها را میفهمی، تلخیها را میچشی و آرزوهایت را درون قلب ات هر روز جلا میدهی و حال که به امروز میرسی دست از دیوان

برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 14:46

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستمخاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ..

برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 14:46

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 14:46

صفحه بندی